
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 12:45
کی میتونه تا مرحله 4 بره؟؟؟؟
http://fun.sdinet.de/flash/games/lab.swf
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 12:46
اینم در نظر بگیرین که خوابگاه و از یک مهر به دانشجویان تحویل میدن
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 0:30
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 1:2
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛
با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند.

نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 19:22
شما میتونید با ارسال پیام کوتاه بدون متن از خط ایرانسل به شماره 8115 مقداری از مبلغ شارژتون و به انتخاب خودتون به عنوان کمک به مردم آسیب دیده آذربایجان در نظر بگیرید
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 22:55
یادتون میاد چه روزی بود؟
من خوب یادمه! روزی بود که طبیعت قهرش گرفت و توی سرمای سوزناک زمستون به یکباره بم رو با خشم خودش نوازش کرد!
این بار توی مرداد 1391 دوباره طبیعت قهرش گرفت آذربایجان رو خراب کرد!
نمیدونم آیا شما واسه آذربایجان کاری میکنین یا نه! ولی نباید بی خیال باشیم وقتی مادری رو می بینیم که واسه پیدا کردن بچه اش آوار رو کنار میزنه! نباید بی خیال باشیم وقتی عکس و فیلم بچه ای رومی ببینم که کنار خیابون نشسته اما میدونیم که احساس گرسنگی میکنه! نباید بی خیال باشیم وقتی پدری رو می بینم که واسه پیدا کردن عزیزش روی آوار نشسته و چشماش پر از غمه! نباید یه عده بدون سحر و افطار روزه بگیرن اما ما به غذایی که مادرمون درست میکنه اشکال بگیریم!
نبایدم بی خیال باشیم وقتی می بینیم که یه عده روی زمین سفت شب رو به صبح میرسونن!
دیگه چیزی نمی گم! فقط اذربایچان باید ساخته شه! اونم به کمک من و تو!
بی خیال نباشین لطفا! سعی کنیم که انسان باشیم وانسانی کار کنیم! الان فکر کن که ایران فقط آذربایجانه!
آذربایجان دوباره می سازیمت!
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 23:24
صدا و سیما در جریان المپیک ، با قطع برنامه های عادی خود ، برخی از مسابقات را پخش مستقیم می کرد ؛ آیا زلزله شمال غرب کشور به اندازه فلان مسابقه تکواندو یا کشتی ارزش خبری نداشت تا لحظه به لحظه از آن اطلاع رسانی کند؟
واین پایان ماجرا نبود،در حالی که کشورهای مختلف با ارسال پیام تسلیت واعلام آمادگی برای کمک به آسیب دیدگان با ملت ایران همدردی میکردند رسانه ملی امشب (22 مرداد 91) برنامه ای رو پخش کرد که همزمان با غم و اندوه مردم آذربایجان وکل کشور بود
شبکه سوم سیما با پخش"خنده بازار"وقاحت و بی شرمی را به حد اعلا رساند در حالیکه مردم آذربایجان غرق در ماتم و عزا بودند رسانه به اصطلاح ملی مشغول ساز و تنبک ورقص و پایکوبی در برنامه خنده بازار بود
جمله ای هست که میگه:اگر احترام نمی گذاری حداقل بی احترامی نکن
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 3:4
فقط خواند...فقط دید...فقط رفت...

نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 22:52
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 13:14
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 17:11

از چی بگم برات ؟
انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟
جز یه کاغذ سفید پاره ؟
خب آره رفیق تقلب توشه ولی باخودکار سفید !
... تو هم مثل منی کم درد نداری ،
درد اصلیت اینه که علاقه ای به درسم نداری .
من کسی نیستم با این امتحانا دردم بگیره
ولی این نمره ها رو کی میخواد گردن بگیره!
و چند عکس مرتبط با امتحان در ادامه مطلب
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 23:59
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 12:34

نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 18:45

وقتی خدا داشت بدرقه ام میکرد
بهم گفت
جایی که میری مردمی داره که میشکننت
نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . توتنهانیستی .
توکوله بارت عشق میذارم که بگذری،قلب میذارم که جابدی،
اشک میدم که همراهیت کنه ومرگ که بدونی برمیگردی پیش خودم.....!!!
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 10:23

نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 9:37
سلام خدمت همکلاسیای محترم
حال که خداوند متعال به آقای اکبر بهرامیان عنایت تشرف به خانه خود را اعطا کرده من هم به نوبه ی خود و از طرف جمعی از بچه های کلاس این سفر معنوی را به آقای بهرامیان تبریک میگم و امیدوارم که در خانه ی خدا و حرم امن نبوی بچه های کلاس را از دعاشون بی نصیب نگرداند
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 12:3
تو این پست میخوام کرسی آزاد اندیشی با موضوعات مختلف بذارم اولین موضوع این کرسی که دغدغه ی خیلی از بچه هاست رابطه ی دختر و پسره!!!

از همتون میخوام ضمن احترام به نظرات همدیگه تو این کرسی شرکت کنین و هر نظر و عقیده ای که دارین بگین!!! مرسی...
نظرات هم بدون تایید نمایش داده میشن
موضوع دوم کرسی آزاد اندیشی چی باشه بهتره؟؟؟؟
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 11:45
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 14:42

....
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 22:2
انتقاد٬پیشنهاد٬تقدیر و...(هر چه می خواهد دل تنگت) از همدیگه هم فراموش نشه
نظر دوستان مستقیما نشون داده می شه و تایید لازم نداره!
بالاخره تریبون آزاده دیگه چی میشه کرد!!؟؟
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 11:41

به دنبال خدا نگرد...خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
نويسنده: فرزاد بهشتی | ساعت: 17:48
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا که از حال رفت... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد.....

اگه بازم مایل به خوندن داستان دیگه هستین به ادامه مطلب توجه کنین